
«پرواز» سرشار از وجود مرگم و افق خونین نگاهم هستی را به کام خویش بلعیده است ومن لبریز از وحشت و غرق درسرور جنون واژگان را می نوازم و در سوگ سکوت سالیان فریادهای آخته ام را از نیام بیرون می کشم و بر کوس بی کسی انسان طنین عزا می رانم شگفتا! چه شکوهمند است پرواز برای پرنده ای که از ویرانی خانه اش نمی هراسد!...
ادامه مطلب