«واژگان شهید»
واژه هایم زهر هجران می چشند
و آن سو!
قلم گستاخ گستاخ
قرار از واژگان خفته را برده است
آن سو،پیکر یک واژه ی عاشق
و این سو پیکر مجروح دیگر واژه ای
چه باید کرد،با خونابه ی محراب؟
کو خدایی تا کفن سازد
پیکر عریان بی جرم شهیدانی
که بی فریاد و خاموش
جان دادند؟
کنون من مانده ام تنها
میان سیل خون واژه ها
شگفتا!
پاسبانی گیج و سردرگم
تار شب را می نوازد یا خدا را؟
برچسب:
نویسنده: نرگس رحیمی